نقش آموزش زنان و توسعه
در حال حاضر، در کشورهای در حال توسعه 65درصد دختران و 78 درصد پسران در دوره آموزش ابتدایی شرکت میکنند که به ترتیب 20 و 11 درصد بیشتر از دهه گذشته است. گرچه ثبتنام در دوره متوسطه کمتر است و تنها 35 درصد از دختران و 48 درصد از پسران به این سطح از تحصیلات میرسند، اما با این حال، این ارقام 29 و 16 درصد بیشتر از دهه قبل است.
مطالعات انجام شده برروی سوادآموزی حکایت از این دارد که آموزش در رفتار و منش زنان به عنوان مادر بسیار مؤثر است. آنان به این ترتیب فرزندان سالمتری تربیت میکنند. به گفته خانم "گرترود مونجلا" دبیر کل کنفرانس چهارم ملل متحد در مورد زنان با اینکه پیشرفتهای فراوانی برای سوادآموزی در جهان صورت گرفته است اما یک نقص تاریخی بزرگ بین زنان بالغ امروز، خاصه زنان روستایی باقی است آن هم، موضوع نبود آموزش است که مانع مشارکت کامل آنان در جامعه میشود. یک مادر آموزشدیده خانواده، فرزندان سالمتری را میتواند پرورش دهد.
آموزش دختران
جامعهشناسی آموزش، عمدتاً به بررسی نابرابریهای طبقاتی در پیشرفت تحصیلی و بویژه به ضعف تحصیلی نسبی کودکان طبقه کارگر پرداخته است. جامعهشناسان سایر ابعاد مهم تفاوتهای آموزشی مثلاً تفاوتهای جنسیتی و نژادی را در میزان موفقیت تحصیلی نادیده گرفتهاند.
دختران علاوه بر آن که در نظام آموزشی امتیازات کمتری دارند، فرودستی و تسلیم شدن به تفکرات مسلط مردانه و زنانه را نیز در همین نظام میآموزند. برای مثال دختران را به رشتههای خاصی که تصور میشود برایشان مناسبتر است، هدایت میکنند و از این راه فرصتهای شغلی ایشان در بازار به شدت کاهش مییابد.
پیشرفتهای تحصیلی دختران
دختران عموماً در مقاطع دبستان و سالهای اولیه دبیرستان از پسران موفقترند. حاصل کار آنان در سطح دیپلم از پسران بهتر است، اما در پیش دانشگاهی فاصله زیادی با هم ندارند. زنان بیش از مردان احتمال دارد به کلاسهای شبانه بروند، اما پسرها بیشتر از دخترها تحصیلات خود را تا سطوح بالاتر ادامه میدهند.
امروزه اعتقاد کارشناسان توسعه بیشتر بر این معنا متمرکز است که برای رهایی از فقر و تنگدستی و افزایش سطح بازدهی تولید، افزایش سطح درآمد سرانه و سرانجام ایجاد رشد و توسعه اقتصادی در کشور باید در جهت گسترش سرمایهگذاری بر مهمترین عامل رشد و توسعه، یعنی "نیروی انسانی" تلاش کرد. در مورد نظریات توسعه فرهنگی، آلموند و پاول از نظریهپردازان توسعه سیاسی، معتقدند که توسعه سیاسی در نتیجه تحولاتی حاصل میآید که در فرهنگ و ساختار تداوم سیاسی ایجاد میشود. به نظر آنها فرهنگ نقش بسیار حساسی در توسعه اجتماعی و سیاسی هر جامعه دارد. مجموعه مطالعات آنان همراه با تحقیقات دیگر نظریهپردازان توسعه سیاسی، حاکی از آن است که فرهنگ در ایجاد تمایز بین جوامع سنتی و مدرن نقش گستردهای داشته است.
بسیاری از جمعیتشناسان و کارشناسان رشتههای مربوطه معتقدند که محدودیت دسترسی زنان به منابع توسعه یکی از مهمترین علل رشد سریع جمعیت و علت اولیه فقر است. بر طبق تخمین سازمان ملل متحد، زنان حدود 70 درصداز مردم فقیر جهان را تشکیل میدهند.
بدیهی است که آموزش و تحصیل به زنان آگاهی بیشتر، حق انتخاب بهتر و اعتماد به نفس میبخشد. بنابراین آموزش اولین قدم در راه پیشرفت زنان در زمینههای گوناگون توسعه اجتماعی است.
فراگیری سریعتر تکنولوژی و روشهای جدید کار، کسب توانایی، بیان نظرات در مجامع عمومی از پیامدهای انکارناپذیر و ابتدایی ارتقای سطح آگاهی زنان است.
رابطه بین سواد و موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان، امری انکارناپذیر است. آموزش به طور تعیین کننده بر دسترسی زن به شغل درآمدزا، توانایی کسب درآمد و سلامت عمومی تأثیر میگذارد و به خانواده و اجتماع کمک میکند. آموزش زنان بخشی از راه حل برطرف کردن مشکلات اصلی جامعه از جلمه فقر، بیکاری و فساد اجتماعی است.
باید توجه داشت که دسترسی نابرابر به منابع، تکنولوژی و دانش، باعث رشد نابرابر در سطح ملی و بینالمللی شده که عدم تساوی اجتماعی -اقتصادی را در پی خواهد داشت