جواب سئوال اولی را از چند نفر که پیرامونم بودند پرسیدم و پاکدامنی حضرت یوسف را در قرآن جان کلام دانستند و لحظه ی فرار یوسف از دست زلیخاه را تاثیر گذارترین نمای داستان قرآنی آن دانستند.

اما جوابب سئوال دومی چیز دیگی بود. از دو همسری یوزارسیف بگیرید تا سفرهای استانی و نوع حکومت داری او جواب شنیدم. یعنی جان کلام سریال در دو موضوع خلاصه می شد. حکومت او و زندگی زناشویی اش.اما تقریباً کمتر کسی بود که جوابی را که از سئوال اولم و قرآن بود بگیرم.چرا؟

می توان به  این سئوال این گونه پاسخ داد که هدف قرآن از پرداختن به داستان، هدفی اخلاقی بوده است که مردمان ( بخصوص جوانان را)را به پاکدامنی در شرایط سخت رهنمون سازد و همه پرداخت داستان پیرامون نجابت و بزرگواری انسان ها و انسانیت باشد.

اما در سریال به دلیل آمیختگی  که دین و سیاست این چند ساله پیدا کرده است ،هدف تغییر پیدا می کند و سریال به جای هدفی اخلاقی هدفی سیاسی را در اولیت کار خود قرار می دهد. در نتیجه بزرگترین ضربه را به احسن القصص قرآن وارد می کند و سیل عظیم اس ام اس ها روانه بازار می شود.

سوم: که بی ارتباط با نقد اول نیست. در حافظه تاریخی ایرانیان یوسف عزیز مصر می شود و یعقوب مهجور او.

اما کور بودن یعقوب و فراق او آن گونه که در ادبیات ما حاکم است در نظر گرفته نمی شود.

قضیه دو زنی یوسف که آن همه روی آن فوکس شده است را هم می توان در همین نقد جای داد.

داستانی که بینندگان دیدند روح حاکم بر کتب عهد عتیق و جدید بود تا روحی قرآنی داشته باشد.

(متن کامل آن در  پرچنان )