سرزمین مغزهای خفته...
/* /*]]>*/اما دیدن فیلم 300. آنهم با اطلاعات جانبی از تاریخچه و حوادث و سابقه این موضوع در کتابهای درسی غرب، ناگهان مرا از خواب عمیقی بیدار کرد. گرچه خود فیلم موضوع ارزشمندی برای پرداختن به آن نبود اما سوالاتی که به واسطه ی آن ایجاد شدند ارزش داشتند؛ این 300 تن به قول فیلم و 300 سردار به شهادت تاریخ که بودند و غربیان با آنها چگونه ارتباط می یابند؟ آیا درک من و غربیان از نام فیلم یکسان است؟ خشایارشاه که بود؟ آیا فرار او(به عنوان شاه) از مقابل دشمن امری عادی بود؟ سپاهیان ایران را چه کسانی تشکیل می دادند؟ آیا حضور سربازان یونانی در سپاه ایران امری غریب بود؟ آیا تنها یک یونانی و آنهم در نقش خائن در سپاه ایران وجود داشت؟ سایر جنگ های ایران و یونان چگونه بود؟ آریو برزن که بود؟یوتاب که بود؟ پدیده اورینتالیسم در سینما و هنر غربی چیست؟ چه نیازی به بازسازی تاریخ به این نحو هست؟
البته شوک ناگهانی این ماجرا، موجب شد که به دنبال جواب این سوالات بروم و آشنایی نسبی با ویژگی های فرهنگی ایران و یونان در آن دوران و البته کشف ارتباط جالب میان پیام و قالب ارائه فیلم 300 و مهندسی فوق العاده ی پیام، حاصل این بیداری ناگهانی بود. که در اینجا نیازی به طرح این بحث نیست.
اما مسئله اینجاست که این بیداری چه زمانی اتفاق می افتد؟ و بهتر بگویم چه زمانی باید اتفاق بیافتد؟ این که همیشه بعد از وقوع حادثه از خواب می پریم و برخی اوقات خدا بهمان رحم می کند و خیلی اوقات کار از کار گذشته است، دلیل خوبی نیست برای اینکه بالاخره یکی از این دفعات چشمانمان را برای مدت بیشتری باز نگه داریم؟ گاهی از این خواب خرگوشی بیدار شویم و فکری برای فرهنگ و تمدنمان، نه از حیث شکوه گذشته اش، بلکه از جهت حفظ حالش، بکنیم؟ بعد از مباحثی که در باب مهندسی پیام در کلاس رسانه طرح شد. ضرورت برنامه ریزی برای ساخت المان ها، کاراکتر ها، و مفاهیم منتقل شونده در یک بازنمایی سینمایی بیش از پیش آشکار شد. به هرحال چه بخواهیم و چه نخواهیم دو اتفاق قطعی است:
اول نقش رسانه در بازنمایی و انتقال مفاهیم. به هرحال رسانه ها ساختی از جنبه های مختلف واقعیت، به صورت تجلیات، در ذهن مخاطب ایجاد می کنند.
و دوم وجود جنگ نرم و نقش رسانه به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارهای آن. جنگ در اینجا اشاره به همان تضاد موجود میان دو تفکر است که از این میان بالاخره یکی بر دیگری تفوق می یابد و در این مسیر رسانه ها یکی از مهمترین ابزارهای تلاش برای اعلام این برتری هستند.
و در این میان اینکه خود را به خواب بزنیم مانع از تلاش رقیب در این مبارزه نخواهد شد. در هر حالت او مسیر خود را خواهد رفت و ما با همه توان، خواب تحقق رویاهایمان را می بینیم. تا زمانی که با شوکی دیگر از این رویا بیدار شویم. اگر هنوز خیلی دیر نشده باشد و نسل جدید ما فرسنگ ها از رویایی که ایرانیان در سر داشتند فاصله نگرفته باشند.