جدایی
فیلم جدایی نادر از سیمین دارای داستان ساده ای است. اما چيزی که تماشاچي غير ايرانی را مجذوب اين فيلم میکند عناصر ایرانی موجود در اين فيلم است که شاید خود اصغر فرهادی هم در بارة آنها آگاهانه تصميم نگرفته است، بلکه شم هنريش زمينه را برای طرح آنها در فيلمش فراهم کرده است. شايد هم آگاه بوده است، نمی دانم. داستان فيلم حول چند سوء تفاهم میگردد. سمين و نادر با هم گفتگو نمیکنند، بلکه فقط سر مسائل کاملاً قابل بحث دعوا میکنند. پولی از داخل صندوقی بدون هيج نظر قبلی برداشته میشود، و اهميـت چندانی برداشته شدن اين پول برای شوهر ندارد، اما تمام فجايعی که داستان اصلی فيلم را میسازند، حول اين رخداد کم اهميت میچرخند. همه به هم دروغ میگويند. اين در حالی است که دروغ مصلحت تلقی میشود. فرهادی ما را عريان در برابر چشم جهانيان قرار داد: خوب و بد.
اگر بخواهيم اين فيلم را از نگاه جامعهشناختی بررسی کنيم، داستان اين فيلم مصداق بارز زندگی شخصی و تاريخی ایرانيان حداقل در صد سال گذاشته است. ایرانيان نمیتوانند با يکديگر گفتگو کنند. عامل تعيينکنندة رابطه آنها در دورن خانواده و جامعه خشونت و قدرت است. يکی از عوامل اصلی تعيينکنندة رابطة آنها با يکديگر سوء تفاهمهای کاملاً پيش پا افتاده است. اين گونه سوء تفاهمهای پيش پاافتاده عواقب وحشتناکی را برای زندگی شخصی افراد، جامعه و کشور داشته است. در ضمن ایرانيان افرادی با احساس و حساسی هستند. اعتماد به نفس بسيار پائين دارند. به همين دليل پرخاشگر هستند و سريع زخمی و جريحه دار میشوند. در ضمن مردمی مغرور هستند و گاهی غرور آنها تا سطح خود فريبی پيش میرود. اين ها و نکات بسيار ديگری را می توان در اين فيلم دید.
برگرفته از http://keramatollahrasekh.blogfa.com/post-277.aspx