کلاه سر من گذاشتند؛ گلاب به رویتان؛ عجب تدبیری کردی ورپریده(!)؛ توکه جنبه نداری؛ گنجشک را جای قناری فروختن؛ آسمان ریسمان بافتن؛ قول شرف؛ آش کشک خاله است؛ چندشب هزار شب نمی شود؛ برای خودت بریدی و دوختی؛ شل و پل؛ این از گور او بلند می شود؛ بزک نمیر بهار میاد؛ خرمگس معرکه و .... .

نمی دانم اگر عنوان این مطلب را نخوانده باشید، می توانید حدس بزنید که این عبارات نغز و این اصطلاحات اصیل ایرانی که برخی از میان ضرب المثل ها و برخی از میان تکه کلام های امروزی مردم انتخاب شده است؛ تعداد اندکی از ده ها عبارتی است که در هر قسمت از سریال خوب مختارنامه می شنوید؟!

شما را نمی دانم ولی برای من شنیدن این به اصطلاح دیالوگ های فارسی و یا بهتر است بگوئیم ایرانی، در سریالی که داستانش در عراق و میان عرب زبان ها رخ می دهد، اصلاً جالب نیست و هنوز نتوانسته ام به این عیب بزرگ و غیر قابل توجیه، عادت کنم. جالب اینجاست که به یاد نمی آورم در هیچ یک از سریال های ایرانی حتی هزاردستان و کمال الملک هم این همه ضرب المثل فارسی شنیده باشم. و به بعضی از عبارات (مثل همین «ورپریده» که مادر وهب به عروسش می گوید) جز در سریالهای 30 یا 60 قسمتی کمی طنز و بیشتر هجو، برنخورده ام.     

یادم هست یکبار در اخبار بیست و سی، در بخش صرفاً جهت اطلاع، به یکی از این شاهکارها یعنی «باغت آباد انگوری»! اشاره شد ولی دیگر به این موضوع اشاره ای نشد. جداً جای تأسف است که وقتی هر از گاهی سریال یا مجموعه فاخری در صدا و سیما ساخته می شود، باید حتماً یک جایش بلنگد. مجموعه «یوسف پیامبر.س.» که افراط در آرایش (تأکید می کنم آرایش نه گریم!) و بی حجابی خانم هایش آب پاکی را ریخت روی دست همه کسانی که هنوز به اسلامی شدن درست این رسانه ملّی چشم امید داشتند و این هم سریال مختارنامه که در کنار تمام محاسنش و زحمت زیادی که بابت آن کشیده شده، پر از چاله چوله های گفتاری در فیلم نامه است.مثل یک لباس دست باف که دونفر آن را بافته باشند. بعضی جملات عمیق و غنی و دقیقند و بعضی جملات پیش پا افتاده و شل و نامرتب .

و اما صبحی دیگر در راه است ... .