چند سالی است که تنور این گونه برنامه ها حسابی داغ شده و از آنجا که متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق مردم ما از آشنائی با مبانی و شکل مشاور و مشاوره محروم بوده و هستند ، تهیه کنندگان محترم هر آش قلمکاری را با نام برنامه مشاوره به خورد بینندگان می دهند. به همین دلیل است که بازار کار افرادی که به اسم مشاور به این برنامه ها دعوت می شوند و از این طریق دفاتر مشاوره با هزینه های هنگفت و نتایج نامطلوب به راه می اندازند ، حسابی داغ شده و تأثیر آن بر افراد بالغ تر و تحصیل کرده تر ، بیزار شدن از مشاور و مشاوره است.

   آمار ازدواج های ناموفق و طلاق های عاطفی و محضری هم رو به ازدیاد است و عجیب اینکه تا حد زیادی دامنگیر افراد مذهبی و تحصیل کرده هم  شده است. این در حالی است که مدارک دانشگاهی و مدارج علمی و ابهت های خانوادگی وفامیلی هم در هیچ کجای این جریان به کار نمی آید و در بسیاری از مواقع نیز سد راه سازگاری ها می شود و افراد  عارشان می آید که قبول کنند بجای این همه مدرک و ادعا اگر کمی اطلاعات از دانش زندگی داشتند و اگر در همان مراحل انتخاب حد بیسوادی خود را در امور زندگی می فهمیدند و مشاور مناسب و مطلعی انتخاب کرده و مسیر زندگی را با او طی می کردند ، حال و روز بهتری داشتند.

    از میان برنامه های نامبرده ، «مشق عشق» و «سمت خدا» مطالب مفید و صحیحی را منتقل می کنند ولی سایر برنامه ها به دلیل حضور افرادی با مدرک مرتبط یا بدون مدرک مرتبط ولی پائین بودن توانشان در مشاوره دادن، نامناسب بودن مجری و شکل ناصحیح عنوان مطالب و متأسفانه عدم احساس مسئولیت و ضعف وجدان و سواد تهیه کننده  ، برنامه هائی نامفید و حتی مضر بوده و بیت المال را بر علیه مصالح مردم به اسراف میکشد.
    با دیدن این برنامه ها دلم می خواهد روی صفحه تلویزیون زیر نویس کنم : «آنچه شما می بینید ، مشاور و مشاوره نیست. لطفا با توجه به وضع نابسامان خودتان و زندگی هایتان ، مشاوران حقیقی را شناخته و به ایشان مراجعه نمائید! اگر عقل ناقص ما و تجربه خانواده هایمان در این امور کفایت می کرد ، قاعدتا وضع بهتری داشتیم . لطفا از مشاوران صالح غافل نشوید!».